ausziehen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| bin ausgezogen | zog aus | ziehe aus | ich |
| bist ausgezogen | zogst aus | ziehst aus | du |
| ist ausgezogen | zog aus | zieht aus | er/sie/es |
| sind ausgezogen | zogen aus | ziehen aus | wir |
| seid ausgezogen | zogt aus | zieht aus | ihr |
| sind ausgezogen | zogen aus | ziehen aus | sie/Sie |
معانی
1. اسبابکشی کردن؛ تخلیه کردن (خانه یا دفتر را رها کردن و خالی کردن؛ برعکس einziehen)ausziehenintransitivبیشتر▾
2. درآوردن؛ بیرون کشیدن لباس؛ (sich/jmdn.) لخت کردن (لباس را از تن کندن)ausziehen+akk.بیشتر▾
3. لباس درآوردن؛ خود را لخت کردن (sich ausziehen)sich ausziehenبیشتر▾
4. کشیدن؛ بیرون آوردن (مو، علف هرز، دندان؛ چیزی را از جایی بیرون کشیدن)ausziehen+akk.بیشتر▾
5. کشاندن؛ باز کردن؛ دراز کردن (چیزی را با کشیدن بلندتر کردن؛ مثل میز کشویی، آنتن، دوربین)ausziehen+akk.بیشتر▾
6. (مجازی، ادبی) رهسپار شدن؛ راه افتادن (برای رسیدن به هدفی؛ مثل «ausziehen, das Fürchten zu lernen»)ausziehenintransitivبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




