Besuch
معانی
1. دیدار؛ ملاقات؛ مهمانی (اقامت یا حضور موقت کسی بهعنوان مهمان نزد دیگری یا در جایی)بیشتر▾
2. مراجعه؛ دیدار کاری (رفتن نزد کسی با هدف کاری یا حرفهای؛ مثل ویزیت پزشک یا بازدید نماینده)بیشتر▾
3. بازدید؛ رفتن (مراجعهی یکبار یا مرتب به نهادی مثل مدرسه، نمایشگاه، کنسرت یا کلیسا برای آموزش یا سرگرمی)بیشتر▾
4. مهمانها؛ میهمانان (گروه یا شخص مهمان؛ مفرد جمعی؛ «Besuch haben»؛ همچنین شمار بازدیدکنندگان)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




