در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

deutlich

deutlichdeutlicheram deutlichsten

معانی

• Die Wahlen machten deutlich, wie tief die Nation gespalten ist.انتخابات روشن کرد که ملت تا چه اندازه عمیقاً دو‌دسته است.
• Er sprach eine sehr deutliche Sprache mit ihm.او با او بسیار صریح و بی‌پرده صحبت کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی