در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

kühl

kühlkühleram kühlsten

معانی

• Am Abend wird es kühl.شب هوا خنک می‌شود.
• Sie begrüßte ihn mit einem kühlen Lächeln.او با لبخندی سرد به او خوشامد گفت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی