صفتAdjektiv
kühl
| kühl | kühler | am kühlsten |
معانی
1. خنک (اندکی سرد؛ تازه و دلپذیر)بیشتر▾
• Am Abend wird es kühl.شب هوا خنک میشود.
2. سرد؛ بیاحساس (بدون عاطفه و صمیمیت؛ دورنگهدارنده یا از روی عقل و منطق)بیشتر▾
• Sie begrüßte ihn mit einem kühlen Lächeln.او با لبخندی سرد به او خوشامد گفت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




