صفتAdjektiv
freundlich
| freundlich | freundlicher | am freundlichsten |
معانی
1. مهربان؛ دوستانه؛ خوشبرخورد (نسبت به دیگران نیکخواه و گرم)بیشتر▾
• Manchmal sind wir betont freundlich, ein anderes Mal auffallend zurückhaltend.گاهی ما بهطور آشکاری مهربانیم و گاهی بهطرز چشمگیری کمحرف و محتاط.
2. دلنشین؛ خوشایند؛ دلگشا (محیط، هوا، ظاهر)بیشتر▾
• Die Häuser waren heller, freundlicher als früher.خانهها روشنتر و دلنشینتر از قبل بودند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




