در حال بارگذاری...

اسمNomen

Lampe

die / der/[ˈlampə]

معانی

جمع: Lampenملکی: Lampe
• Die angenehmste Helligkeit lässt sich durch Ausprobieren verschiedener Lampen leicht ermitteln.دلپذیرترین روشنایی را با امتحان کردن چراغ‌های مختلف به‌آسانی می‌توان یافت.
جمع: Lampenملکی: Lampe
• Die Lampe ist durchgebrannt.لامپ سوخته است.
جمع: Lampenملکی: Lampe
• Etwas mit der Lampe löten.چیزی را با مشعل لحیم کردن.
جمع: Lampesملکی: Lampes
• Meister Lampe sitzt im Kohlfeld.استاد لامپه (خرگوش) در مزرعه‌ی کلم نشسته است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی