dick
| dick | dicker | am dicksten |
معانی
1. چاق؛ تنومند (شخص یا حیوان)بیشتر▾
2. ضخیم؛ قطور (چیزی با ضخامت زیاد)بیشتر▾
3. با ضخامت … (پس از مقدار؛ فاصلهی دو سطح مقابل)بیشتر▾
4. متورم؛ بادکرده (بهطور بیمارگونه)بیشتر▾
5. غلیظ؛ چسبناک؛ سفت (مایع)بیشتر▾
6. انبوه؛ متراکم؛ پشتسرهم (مثل مه، جمعیت، مو)بیشتر▾
7. (عامیانه، مجازی) بسیار؛ زیاد؛ کلان (قید یا صفت برای چیزی بزرگ)؛ دوست صمیمیبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




