در حال بارگذاری...

اسمNomen

Rücken

der / das

معانی

جمع: Rückenملکی: Rückens
• Mit gebeugtem Rücken verschwand er im Haus.او با پشت خمیده در خانه ناپدید شد.
جمع: Rückenملکی: Rückens
• Der Kater krümmte den Rücken.گربه‌ی نر پشتش را قوس داد.
جمع: Rückenملکی: Rückens
• Der Rücken des Buches ist beschädigt.عطفِ (پشتِ) کتاب آسیب دیده است.
ملکی: Rückens
• Das Rücken der Möbel dauerte lange.جابه‌جا کردن مبلمان طول کشید.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی