قید مکانLokaladverb
rückwärts
معانی
1. به عقب؛ با پشت به جلو (با پشت در جهت حرکت؛ در برابر vorwärts)بیشتر▾
• Die Treppe rückwärts hinunterlaufen.از پلهها به عقب پایین دویدن.
2. (مجازی، زمانی) به گذشته؛ به عقب در زمان (در جهت گذشته)بیشتر▾
• Er lässt die Zeit rückwärts laufen.او زمان را به عقب برمیگرداند.
3. (لهجهی آلمان جنوبی و اتریش) پشت؛ عقب؛ در قسمت پشتی (مترادف hinten)بیشتر▾
• Rückwärts am Haus befindet sich ein Garten.در پشت خانه باغی هست.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




