اسمNomen
Aufenthalt
der/[ˈaʊ̯fənthalt]
جمع: Aufenthalte
ملکی: Aufenthalts
معانی
1. اقامت؛ توقف (حضور موقت در یک مکان)بیشتر▾
• Wir wünschen Ihnen einen angenehmen Aufenthalt.برایتان اقامت خوشی آرزو میکنیم.
2. توقف؛ تأخیر (توقف کوتاه قطار یا وقفه؛ «ohne Aufenthalt»: بیوقفه)بیشتر▾
• Der Zug hat hier nur drei Minuten Aufenthalt.قطار اینجا فقط سه دقیقه توقف دارد.
3. اجازهی اقامت (مترادف Aufenthaltsgenehmigung؛ مجوزی که حق ماندن در کشور را میدهد)بیشتر▾
• Er hat noch keinen Aufenthalt bekommen.او هنوز اجازهی اقامت نگرفته است.
4. جای اقامت؛ مکان (ادبی؛ محل ماندن یا سکونت)بیشتر▾
• Man weiß nicht, wo sein Aufenthalt ist.نمیدانند او کجا اقامت دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




