اسمNomen
Ausbildung
die/[ˈaʊ̯sbɪldʊŋ]
جمع: Ausbildungen
ملکی: Ausbildung
معانی
1. آموزش حرفهای؛ دورهی کارآموزی (انتقال یا کسب دانش و مهارت لازم برای یک شغل معین در کارگاه، مدرسهی حرفهای یا دانشگاه)بیشتر▾
• Er macht eine Ausbildung zum Elektriker.او دورهی آموزش برقکاری را میگذراند.
2. آموزش (انتقال دانش برای کاری معین؛ حمایت از رشد فردی یا حرفهای؛ مثل آموزش نظامی یا آموزش نجات)بیشتر▾
• Die Mitglieder absolvieren mehrtägige Ausbildungen in ihrer Freizeit.اعضا در اوقات فراغت دورههای چندروزهی آموزشی میگذرانند.
3. شکلگیری؛ پدید آمدن (فرایندی که در آن چیزی پدید میآید یا به شکل تازهای درمیآید)بیشتر▾
• Die Ausbildung neuer Arten dauert Jahrtausende.شکلگیری گونههای تازه هزاران سال طول میکشد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




