در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

leer

leerleereram leersten

معانی

• Der Koffer ist leer.چمدان خالی است.
• Als ich zurückkam, war das Zimmer fast leer.وقتی برگشتم اتاق تقریباً خالی بود.
• Ein leeres Lächeln, eine leere Miene.لبخندی پوچ، قیافه‌ای بی‌حالت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی