صفتAdjektiv
negativ
| negativ | negativer | am negativsten |
معانی
1. منفی؛ ناخوشایند؛ نامطلوب؛ ناپسند (در برابر مثبت؛ مخالف، ناسازگار، زیانبار)بیشتر▾
• Die Reformen beginnen zu greifen; ihre negativen sozialen Folgen können wir aber nur durch eine Steigerung der Produktion mildern.اصلاحات شروع به اثرگذاری کرده است؛ اما پیامدهای اجتماعی منفی آن را تنها با افزایش تولید میتوان کاهش داد.
2. منفی (پاسخ نفیکننده؛ نه، بههیچوجه؛ در پاسخ به پرسش؛ جدی یا عامیانه)بیشتر▾
• Eine negative Antwort.پاسخ منفی.
3. منفی (اصطلاح تخصصی؛ پزشکی، ریاضی، فیزیک، عکاسی: بیماری را تأییدنکننده، کوچکتر از صفر، دارای بار منفی)بیشتر▾
• Der Test war negativ.آزمایش منفی بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




