در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

negativ

negativnegativeram negativsten

معانی

• Die Reformen beginnen zu greifen; ihre negativen sozialen Folgen können wir aber nur durch eine Steigerung der Produktion mildern.اصلاحات شروع به اثرگذاری کرده است؛ اما پیامدهای اجتماعی منفی آن را تنها با افزایش تولید می‌توان کاهش داد.
• Eine negative Antwort.پاسخ منفی.
• Der Test war negativ.آزمایش منفی بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی