در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

schlimm

schlimmschlimmeram schlimmsten

معانی

• Die vorher nie gemachte Erfahrung des Hungers ist für das Baby zunächst sehr schlimm.تجربه‌ی گرسنگی که پیش‌تر هرگز نداشته، در آغاز برای نوزاد بسیار ناگوار است.
• Ihr seid aber heute schlimm!شما امروز واقعاً بدجنس‌اید!
• Er hat einen schlimmen Finger.انگشتش درد دارد (التهاب دارد).

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی