صفتAdjektiv
schrecklich
| schrecklich | schrecklicher | am schrecklichsten |
معانی
1. وحشتناک؛ هولناک (ترسآور و بسیار بد؛ چیزی که آدم را به وحشت میاندازد)بیشتر▾
• Gestern gab es einen schrecklichen Unfall.دیروز تصادف وحشتناکی رخ داد.
2. ناخوشایند؛ طاقتفرسا (محاورهای: چیزی که آدم را ناراحت، شرمنده یا بیزار میکند)بیشتر▾
• Es war mir schrecklich, ihr das sagen zu müssen.برایم ناخوشایند بود که مجبور شدم این را به او بگویم.
3. بسیار؛ فوقالعاده (قید تأکید، محاورهای و اغراقآمیز؛ به معنی «خیلی»)بیشتر▾
• Das Buch ist schrecklich interessant.این کتاب فوقالعاده جالب است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




