در حال بارگذاری...

اسمNomen

Steuer

das / die

معانی

جمع: Steuerملکی: Steuers
• Er saß am Steuer des Wagens.او پشت فرمان ماشین نشسته بود.
جمع: Steuernملکی: Steuer
• Wer Monat für Monat Einkommen aus seiner Arbeit bezieht, muss Steuern bezahlen.هر که ماه به ماه از کارش درآمد دارد باید مالیات بپردازد.
جمع: Steuernملکی: Steuer
• Er hat Ärger mit der Steuer.او با اداره‌ی مالیات دردسر دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی