stören
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gestört | störte | störe | ich |
| hast gestört | störtest | störst | du |
| hat gestört | störte | stört | er/sie/es |
| haben gestört | störten | stören | wir |
| habt gestört | störtet | stört | ihr |
| haben gestört | störten | stören | sie/Sie |
معانی
1. مزاحم شدن؛ کسی را از کار یا فعالیتش بازداشتن؛ آزار دادنstören+akk.بیشتر▾
2. (etwas stört jemanden) چیزی ناراحت یا آزرده کردن؛ ناخوشایند بودن برای کسیstören+akk.بیشتر▾
3. (sich an etwas stören) از چیزی آزرده شدن؛ از چیزی دلخور یا ناراضی بودنsich störenan+dat.بیشتر▾
4. مختل کردن؛ به هم زدن؛ آرامش، نظم یا برنامه را برهم زدنstören+akk.بیشتر▾
5. (مجازی؛ störe meine Kreise nicht) در کار من دخالت نکن؛ طرح مرا مختل نکنstören+akk.بیشتر▾
6. (اغلب بهصورت صفت مفعولی) معیوب؛ مختلشده؛ دچار نقصstören+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




