قید حالتModaladverb
darauf
معانی
1. روی آن؛ بر روی آن (قید ضمیری مکانی: بر چیزی که پیشتر گفته شد)بیشتر▾
• Neben dem Haus ist ein Parkplatz, darauf stehen viele Autos.کنار خانه پارکینگی هست و روی آن خودروهای زیادی ایستادهاند.
2. پس از آن؛ سپس (زمانی: بعد از چیزی که گفته شد؛ همچنین «نتیجهی آن»)بیشتر▾
• Zuerst regnete es, darauf folgte Sonnenschein.اول باران آمد، پس از آن آفتاب درآمد.
3. (با فعلهای وابسته به auf) به آن؛ نسبت به آن (ضمیر قیدی برای ارجاع به چیزی؛ هدف یا مورد توجه)بیشتر▾
• Ich freue mich darauf.من منتظر آن هستم و خوشحالم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




