در حال بارگذاری...

قید حالتModaladverb

davon

معانی

• Er wohnt drei Kilometer davon entfernt.او سه کیلومتر دورتر از آن زندگی می‌کند.
• Davon wird man nicht dümmer.از این کار آدم نادان‌تر نمی‌شود.
• Hast du eines davon?آیا یکی از آن‌ها را داری؟

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی