stark
| stark | stärker | am stärksten |
معانی
1. قوی؛ نیرومند؛ توانا (از نظر جسمی)بیشتر▾
2. شدید؛ بسیار؛ زیاد (برای مقدار یا درجهی بالا؛ مثل باران، سرما، درد)بیشتر▾
3. پرزور؛ تند؛ غلیظ (مثلاً قهوه، چای، دارو)بیشتر▾
4. ضخیم؛ قطور؛ مستحکم (برای چیزها: تنه، دیوار، طناب)؛ با ضخامت … (پس از مقدار)بیشتر▾
5. (مودبانه) چاق؛ تنومند (برای شخص)بیشتر▾
6. با اراده؛ استوار؛ قوی در شخصیت (توانمند در تحمل)بیشتر▾
7. قدرتمند؛ باتوان؛ کارآمد (ابزار، موتور، تیم، بازیکن)بیشتر▾
8. (محاورهای، تحسین) عالی؛ محشر؛ تأثیرگذاربیشتر▾
9. از نظر کمّی بسیار؛ پرتعداد؛ پُر (قید: پُرشمار)بیشتر▾
10. (دستور زبان) قوی (فعلها یا اسمهایی که با تغییر واکهی ریشه صرف میشوند؛ بدون درجهی مقایسه)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




