در حال بارگذاری...

قید مکانLokaladverb

hinein

[hɪˈnaɪ̯n]

معانی

• Er ging ins Haus hinein.او به داخل خانه رفت.
• Er arbeitet bis tief in die Nacht hinein.او تا ژرفای شب کار می‌کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی