در حال بارگذاری...

قید مکانLokaladverb

hinaus

معانی

• Er ging aus dem Zimmer hinaus.او از اتاق بیرون رفت.
• Er ist auf Monate hinaus mit Arbeit versorgt.او برای ماه‌ها کار دارد.
• Über das Dokumentarische hinaus ist der Film Kunst.فراتر از مستند بودن، فیلم هنر است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی