قید مکانLokaladverb
hinaus
معانی
1. به بیرون؛ به خارج (از اینجا درون به آنجا بیرون؛ حرکت به سمت بیرون؛ همچنین دوردست و پهنه)بیشتر▾
• Er ging aus dem Zimmer hinaus.او از اتاق بیرون رفت.
2. تا (مدتی): برای مدتی (در عبارت «auf … hinaus»: برای مدت یک دورهی زمانی)بیشتر▾
• Er ist auf Monate hinaus mit Arbeit versorgt.او برای ماهها کار دارد.
3. فراتر از (در عبارت «über … hinaus»: فراتر از آنچه گفته شد؛ مثل «darüber hinaus»)بیشتر▾
• Über das Dokumentarische hinaus ist der Film Kunst.فراتر از مستند بودن، فیلم هنر است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




