در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

traurig

traurigtraurigeram traurigsten

معانی

• Nein, das Ende ist traurig, und meine Augen werden nass.نه، پایان غم‌انگیز است و چشمانم خیس می‌شوند.
• Eine traurige Nachricht erreichte uns gestern.دیروز خبر غم‌انگیزی به ما رسید.
• Er hatte eine traurige Jugend.او جوانی غم‌انگیزی داشت.
• Der Garten war in einem traurigen Zustand.باغ در وضعیت رقت‌باری بود.
• Er hat eine traurige Berühmtheit erlangt.او به شهرتی ناخوشایند و نکوهیده دست یافته است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی