قید زمانTemporaladverb
endlich
معانی
1. سرانجام؛ بالاخره (بیان بیصبری از انتظار طولانی؛ در پایان یک انتظار)بیشتر▾
• Bist du endlich fertig?بالاخره آماده شدی؟
2. نهایی؛ پایانی (صفتگونه؛ در پایان یک روند؛ در متنهای ادبی و کهنتر؛ مثل «das endliche Ergebnis»)بیشتر▾
• Das endliche Ergebnis stand erst spät fest.نتیجهی نهایی دیر مشخص شد.
3. محدود؛ متناهی (در ریاضی: در مکان و زمان محدود؛ در برابر unendlich)بیشتر▾
• Die Menge hat endlich viele Elemente.این مجموعه عناصر متناهی دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




