sagen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gesagt | sagte | sage | ich |
| hast gesagt | sagtest | sagst | du |
| hat gesagt | sagte | sagt | er/sie/es |
| haben gesagt | sagten | sagen | wir |
| habt gesagt | sagtet | sagt | ihr |
| haben gesagt | sagten | sagen | sie/Sie |
معانی
1. (به کسی چیزی) گفتن؛ چیزی را شفاهی بیان کردنsagen+akk.بیشتر▾
2. (بهعنوان جملهوارهی کوتاهشده) مثلاً؛ صادقانه بگویم؛ ...sagenintransitivبیشتر▾
3. (مجازی، محاورهای؛ dort sagen sich Fuchs und Hase gute Nacht) جایی دورافتاده بودنsagenintransitivبیشتر▾
4. (ادبی؛ einer Sache Valet sagen) از چیزی دست کشیدن؛ ترک کردنsagen+dat.بیشتر▾
5. (به کسی چیزی) گزارش کردن؛ خبر دادن؛ اطلاع دادنsagen+akk.بیشتر▾
6. (مجازی) نشان دادن؛ خبر دادن (احساس، قیافه ...)sagen+akk.بیشتر▾
7. (کهن؛ von etwas sagen) دربارهی چیزی سخن گفتنsagenvon+dat.بیشتر▾
8. (محاورهای؛ von Glück sagen können) خوششانس بودن؛ باید شاکر باشدsagenvon+dat.بیشتر▾
9. ادعا کردن؛ نظر دادن؛ مقصودی داشتنsagen+akk.بیشتر▾
10-1. (sich etwas sagen) با خود گفتن؛ فکر کردن؛ در دل گفتنsich sagen+akk.بیشتر▾
10-2. (sich etwas sagen lassen) نصیحت یا دستور را پذیرفتن؛ گوش دادنsich sagen+akk.بیشتر▾
11. (etwas zu sagen haben) حق دستوردادن داشتن؛ اختیار داشتنsagen+akk.بیشتر▾
12. (etwas sagt etwas) به معنای چیزی بودن؛ دلالت داشتن؛ نشاندهندهی چیزی بودنsagen+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




