wechseln
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gewechselt | wechselte | wechsle | ich |
| hast gewechselt | wechseltest | wechselst | du |
| hat gewechselt | wechselte | wechselt | er/sie/es |
| haben gewechselt | wechselten | wechseln | wir |
| habt gewechselt | wechseltet | wechselt | ihr |
| haben gewechselt | wechselten | wechseln | sie/Sie |
معانی
1. عوض کردن؛ تعویض کردن (چیز فرسوده یا ناکارآمد را با چیز تازهی همنوع جایگزین کردن)wechseln+akk.بیشتر▾
2. تغییر دادن؛ عوض کردن؛ جابهجا شدن (چیزی را رها و چیز دیگری از همان نوع را برگزیدن: شغل، دانشگاه، خانه)wechseln+akk.بیشتر▾
3. رد و بدل کردن؛ مبادله کردن (به کسی چیزی دادن و همانگونه چیزی گرفتن؛ مثلاً حلقه، حرف، نگاه، جا)wechseln+akk.بیشتر▾
4. خرد کردن؛ تبدیل کردن (پول: اسکناس یا سکهی بزرگتر را به کوچکتر یا ارزی را به ارز دیگر)wechseln+akk.بیشتر▾
5. تغییر کردن؛ دگرگون شدن (چیزی چند بار پشت سر هم عوض میشود: آبوهوا، حال و هوا)wechselnintransitivبیشتر▾
6. رفتن؛ رد شدن؛ جابهجا شدن (از جایی به جای دیگر رفتن)wechselnintransitivبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




