قید زمانTemporaladverb
wieder
[ˈviːdɐ]
معانی
1. دوباره؛ باز (نشان میدهد چیزی پس از مدتی دوباره رخ میدهد یا وضع پیشین دوباره برقرار میشود)بیشتر▾
• Er ist wieder da.او دوباره اینجاست.
2. باز هم (برای بیان شگفتی، ناخرسندی یا رنجش از تکرار)بیشتر▾
• Seid ihr schon wieder da?باز شما اینجایید؟
3. بازگشت؛ به جای اول (نشان میدهد چیزی به جای پیشین یا حالت پیشین برمیگردد؛ مثل zurück)بیشتر▾
• Er legte das Buch wieder in das Regal.او کتاب را دوباره در قفسه گذاشت.
4. از سوی دیگر؛ در مقابل (برای بیان تضاد یا تفاوت: گاهی… و گاهی…)بیشتر▾
• Mal ist er laut, dann wieder leise.گاهی بلند است و گاهی آرام.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




