در حال بارگذاری...

قید زمانTemporaladverb

wieder

[ˈviːdɐ]

معانی

• Er ist wieder da.او دوباره اینجاست.
• Seid ihr schon wieder da?باز شما اینجایید؟
• Er legte das Buch wieder in das Regal.او کتاب را دوباره در قفسه گذاشت.
• Mal ist er laut, dann wieder leise.گاهی بلند است و گاهی آرام.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی