در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

süß

süßsüßeram süßesten

معانی

• Das Kompott ist sehr süß.کمپوت بسیار شیرین است.
• Das Baby ist einfach süß.این نوزاد واقعاً بامزه است.
• Ein süßer Duft von Blüten lag in der Luft.بوی شیرین شکوفه‌ها در هوا پیچیده بود.
• Er hatte einen süßen Traum.او خواب شیرینی دید.
• Sie ließ sich von seinen süßen Reden nicht betören.او فریب سخنان شیرین او را نخورد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی