صفتAdjektiv
sauer
[ˈzaʊ̯ɐ]
| sauer | saurer | am sauersten |
معانی
1. ترش (طعمی که غشای دهان را جمع میکند و بزاق زیادی ترشح میکند، مانند لیمو یا سرکه؛ در برابر süß)بیشتر▾
• Die Zitrone ist sehr sauer.لیمو بسیار ترش است.
2. عصبانی؛ دلخور؛ ناراحت (خشمگین یا دلگیر شده؛ محاورهای)بیشتر▾
• Aber wenn man Ruth hat, kann man nicht lange sauer sein.اما وقتی آدم روت را دارد نمیتواند مدتی طولانی دلخور باشد.
3. ترششده؛ خرابشده (بهسبب تخمیر لخته یا فاسد شده)بیشتر▾
• Die Milch ist sauer geworden.شیر ترش شده است.
4. دشوار؛ سخت؛ طاقتفرسا (پرزحمت و ناخوشایند)بیشتر▾
• Er verdiente sein Brot sauer.او نان خود را با رنج به دست میآورد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




