scharf
| scharf | schärfer | am schärfsten |
معانی
1. تند؛ فلفلی (غذا یا نوشیدنی که طعم گزندهی قوی دارد یا خیلی ادویهدار است)بیشتر▾
2. تیز؛ برنده (چیزی که خوب میبرد یا نوکتیز است؛ مثل چاقو یا دندان؛ در برابر stumpf)بیشتر▾
3. تند؛ سختگیرانه (در لحن و رفتار: سرزنشآمیز، تند و بدون ملاحظه؛ مثل انتقاد یا لحن)بیشتر▾
4. واضح؛ دقیق (روشن و قابلتشخیص؛ مثل تصویر، فکر یا بینایی تیزبین)بیشتر▾
5. سخت؛ شدید؛ سریع (مثل سرما یا باد تند، درد شدید یا ترمز ناگهانی؛ در ورزش: توپ تند)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




